‏نمایش پست‌ها با برچسب پل فیروزه‌. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پل فیروزه‌. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ شهریور ۲۷, شنبه

غزل‌کوه 1

:
دیدی وقتی از کوه می‌ری بالا هی از اونایی که میان پایین می‌پرسی: «چقدردیگه مونده؟»
توی زندگی ولی کسی نیست که ازش بپرسی: چقدر مونده...

::
به کوه می‌زنم
از بس که
           نیستی...

۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

دماوندیه

ذوق دماوند از 3هفته پیش توی رگ‌هایمان می‌دوید. تا بالاخره روز چهارشنبه2تیر 89 وقتی که من رسیدم راه‌آهن و با گروه 3نفری بچه‌های باقطار رسیده همراه شدم این ذوق باز شد و مزه‌اش کامم را یک‌شیرینی کرد که خیلی شیرینی ماهی بود!
سه‌شنبه عصر از میدان منیریه تا چهرراه سپه آمدم و وسایل زیر را خریدم: شلوار پلارWolf Skin، شلوار کوهHARD WEAR قمقمه، کلاه، و کلی خرت و پرت دیگه.
ساعت حوالی 10 ترمینال شرق بودیم و حوالی 1 پلور
هوا عالی
و دماوند توی آسمون آبی تماشایی. توی قرارگاه فدراسیون،
ادامه دارد.... فعلا اینجانب حال ندارد!